خرید بک لینک
یادداشت این هفته را می خواهم با طرح این پرسش از شما آغاز کنم که ؛ " به نظر شما احتمال ایجاد کدامیک از این دو اتفاق بیشتر است ؟ " 1: ایجاد یک بحث داغ و دقیق سیاسی در یک مراسم خواستگاری 2: ایجاد یک روابط عاشقانه و در نهایت منتهی به ازدواجی موفق در خلال یک بحث سیاسی در اینجا از این می گذریم که تعریف و تبیین دقیق عبارت "بحث سیاسی" از نظر من چیست، و من در اینجا منظورم از "بحث سیاسی" همان است که اکثر ما در این مسنجر دورنمایی از باور یا تصور به آن داریم. اما در ادامه و در نهایت ِ اختصار می خواهم به نکته ای اشاره کنم که در نظر داشتن آن می تواند باعث رفع بسیاری از منازعا

برچسب: عشقبازی در بستر, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 0:15

"مطمئنی ؟!" اگر از شما بپرسم در زندگی تاکنون چندبار این عبارت پرسشی را شنیده اید؟ چه پاسخی خواهید داد؟ مثلا ممکن است بگویید ؛ "بسیار زیاد". در اینصورت من باز خواهم پرسید ؛ "بسیار زیاد یعنی اینکه "مطمئن" نیستید که دقیقا چندبار شنیده اید؟". شما احتمالا خواهید گفت ؛ "بله. مطمئن نیستم". اما اگر اینگونه نگویید و در پاسخِ پرسش دوم من بگویید ؛ " مطمئن نیستم چندبار شنیده ام اما مطمئنم که بسیار زیاد شنیده ام". آنگاه بازهم من خواهم گفت که ؛ "پس این یعنی شما در اینجا به "عدم قطعیت" خود مطمئن هستید"! پیش از آنکه ادامه این وجیزه را بخوانید به مثالی که با آن آغاز کردم بسیار

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

امروز جسم عباس کیارستمی به خاک سپرده شد. جسم کسی که هرگز تنها در جسم خلاصه نمی شد و نشد. جسم کسی که اگرچه به حقیقت "ایران دوست" بود اما هرگز ایران برای او تنها در خاک نیز خلاصه نمی شد و نشد. جسم کسی که هرگز در تنگنای مدح کسانی چون من نیز خلاصه نمی شد و نشد. جسم کسی که با آن روح مبسوط و مهربان تنها در "انسانیت" خلاصه می شد و شد. کیارستمی را این روزها با فیلم "خانه دوست کجاست" به یاد می آوردند و من در ادامه چند سطری را چون جسمی در خاک اندیشه شما به یادگار می سپارم، شاید روزگاری آنچه می نویسم چون نهال باوری از آن خاک سر برون آورد. بسیار می گویند و می گوییم که ؛ "ما ا

برچسب: حق وتو صلح و دوستی, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

حمله تروریستی اخیر در فرانسه اینبار نتوانست همچون چند عملیات تروریستی پیشین در این کشور، دماسنج شگفتی را به مرز اوج حرارت بکشاند. و این خود البته اوج خطر برای اروپا و مخصوصا فرانسه است که در عرصه حملات تروریستی چندی ست که استثنا به قاعده تبدیل شده است. تکرار حملات تروریستی در فرانسه اما اینبار بازهم با یک نظریه تکراری همراه بود. نظریه ای بر این اساس که ؛ "فرانسه خود از عوامل تاسیس داعش است بنابراین شهروندان فرانسه قربانی سیاستهای دولت خود هستند و یا اینکه چرا حساسیتی که در برابر کشتار مردم در خاورمیانه وجود دارد برابر نیست با کشتار مردم در اروپا؟".

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

باور کنید که باور نمی کردم روزی تجربه ی روزگاری را از سر خواهیم گذراند که در آن باید شرمنده ی افتخاراتمان باشیم! و چه جای انکار و حاشا که این روزها فریاد افتخار از گلوی روزگار درباره مسائلی برمی آوریم که همین مسائل روزگاری باعث شرمساری هر شخص و اجتماعی بود. اندکی تامل لازم است تا نمونه های فراوان در این رهگذر را به یاد آورید.اما من در ادامه بر سبیل ایجاز تنها توجه شما را به یکی از این بسیار موارد جلب خواهم کرد. هفته اخیر و در خلال مباحث روم بازهم با مسئله ای تکراری مواجه شدم مبنی بر گفته ی یکی از همراهان روم که ؛ "آقای ریزگرد! اینجا این اداهای روشنفکری

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

در برنامه ای که به مناسبت سالمرگ فریدون فرخزاد داشتیم، به تفصیل درباره مقوله "آزادی بیان" بحث و تبادل نظر کردیم، اما در این یادداشت می خواهم به این پرسش پاسخی بر محور استدلال دهم که ؛ آیا در پالتاک آزادی بیان وجود دارد؟ در ابتدا باید مشخص کنم که مراد من از "پالتاک" در این پرسش چیست. من در چند ماه حضور در این مسنجر حدود یکماه در رومهای ایرانی حضور داشتم و پس از آن هم تنها در روم "خودمان" یعنی "تفسیر امروز – تغییر فردا".(البته بجز یکبار حضور ِ نامحسوس(!) در روم جناب ترایب). بنابراین ؛ مراد من از "پالتاک" در اینجا همین تجربه یکماه حضور در رومهای دیگر و پس از آن

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

1: نقل است که یکی از هموطنان ِ از جان عزیزتر، ضمن درج کامنتی در فیسبوک کریس رونالدو که عکسی از تمرینات بدنسازی خود را منتشر کرده بوده، نوشته ؛ "داداش! داری اشتباه می زنیاااا ...! " 2: نقل است که که یکی دیگر از هموطنان ورزشکار و "هیکل قشنگ" مثل هر روز به یکی از باشگاه های بدنسازی جهت پرورش اندام مراجعه می کند و از قضا در حین تمرینات برق ِ باشگاه می رود.در همین شرایط است که یکی دیگر از عزیزانمان که فقط در آن تاریکی صدایشان شنیده می شده خطاب به نفر اول می گوید: "داداش! داری اشتباه می زنیاااا ...!" و این عزیز وقتی با این پرسش مواجه می شود که ؛ "از کجا می بینید که اشتباه

برچسب: داداش اشتباه میزنی, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:49

صفحه بندی